تبليغاتX
علامه حسن زاده آملی
علامه حسن زاده آملی
علامه حسن زاده آملی-دستور العملهای سیر و سلوکی-عرفان نظری و عرفان عملی
آخرین مطالب
دو امانت گرانقدر نبوی
یا غنی یا مغنی
نامه ها برنامه ها
قران
نزول آيه تطهير در شاءن اله بيت (ع )
تعيين وقت نماز
ملاقات حضرت آقا با امام خمینی(ره)
رؤ ياى صادقانه
خدايى را كه نبينم نمى پرستم
سوره ((ص))
رسول الله ، توبه مى دهد
عبور از سرزمين كربلا
معرفت نفس
چشم برزخی علامه حسن زاده آملی و رویت روح میرزا جواد اقا ملکی تبریزی
سفارشاتي بسيار مهم از جناب علامه حسن زاده آملي
بنده ای از بندگان محمد(ص)
دزد مرغابی
تفاوت های فلسفه و عرفان
علم ادب
انسان ، نبات و حيوان
مثل هابيل و قابيل
رؤیاى شيرين
پناه به ذكر الهى
علم امام صادق عليه السلام
بازگشت هر چيز به اصل خود
آرشیو مطالب
دی 1388
آذر 1388
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
پیوندها
حضرت آیت الله بهجت روحی فداه
ال طه
شلمچه سرزمین مردان خدا
حدیث امامان (ع)
معرفت نفس ( استاد صمدی آملی )
حجاب فاطمی
حریم الهی
دینی.مذهبی.اعتقادی.اخلاقی
یا علی مولا
سیمرغ عشق
طلوع
شجره طیبه(وبلاگ حقیر در مورد تزکیه نفس)
...الذین یستمعون القول فیتبعون احسنه...
چمرانامه
صهبای وصال
پرواز به سوي پروردگارم
خضیب(پاسخ به شبهات)
رد پای یاس
سرخ سبز
اندیشه سبز
متی ترانا و نراک؟
فریادگران توحید
استاد مهدي طيّب ( حفظه الله )
وبلاگ محمد جواد مزینانی
معبر 10
بانوی بی نشان
اثبات اعجاز علمی قران
محفل محببین الشهداء
مهدویت
پویا اندیش
کلبه
آنتی شبهه
ذاکرالحسین امیر عباسی
حامل اسرار ( علامه کبیر حسن زاده آملی )
هیئت مهدی جان(عج)
طهورا(علامه حسن زاده آملی)
شمیم انتظار
تجلی اعظم
پرواز( شهید چمران )
طیهار
وبلاگ امام علی(ع)ونهج البلاغه
مخزن المعارف واللطائف
شاه شمشادقدان
پایگاه علمی فرهنگی علامه حسن زاده آملی
ستاد برگزاری نماز جمعه آمل
▌▌ دنبال خدايى!؟ بيا تووو ▌▌
بهترین احادیث(با دسته بندی موضوعی)
پرتوی از روشنایی شب
مشق عشق
مهد قران
احرار
نوای حق
صاحب عرش( علامه حسن زاده آملی)
حفظ قرآن به روش من
چراغ دل
شمیم عاشقی
حکمت، حکایت، روایت
علوم قرآنی(سید سجاد ادیانی)
یا ابا صالح (عج) ادرکنی
نیازمندیهای جوانان روز
شهیدان,جاودانه ترین ستارگان ایران
قاصدک
حزب الله شهرستان هزار سنگر آمل و لاریجان
حضرت ایت الله نجابت
بسيج طلاب حوزه علميه وليعصر(عج)تبريز
ناسوتیان
کانون مهدویت
سید خراسانی
علامه عارف حسن زاده آملی
رابطه علم و دين


رابطه علم و دين
در گفتگو با علامه حسن‌زاده آملي



اشاره:
از دوران رنسانس تا عصر حاضر، بر سرعت پيشرفت علوم تجربي روز به روز افزوده شده و بشر زميني، بيش از پيش بر تسلط و اقتدار خود در بهره‌برداري از طبيعت افزوده است.
با اين حال، رشد علمي انسان موجب بي‌نيازي او از دين نشده و دين به عنوان نياز فطري، تأثيرگذاري خود را در زندگي انسان به خوبي اثبات كرده است.
ماهيت علم و دين و چگونگي رابطه بين اين دو از جمله مباحث كلام جديد است كه توجه انديشمندان بسياري را به خود جلب كرده است. در اين گفتگو برآنيم كه از نظرات عالم دين‏ورز علامه حسن‌زاده آملي در مورد «رابطه علم و دين» آگاه شويم.

تعريف حضرتعالي از علم و دين چيست؟

علم؛ معرفت واقعي به مصنّف كتاب نظام هستي و كلمات وجودي آن به قدر طاقت بشري است. علم، وجود نوري و فعليّت مجرد از ماده است و انسان به يافتن فعليت‏هاي وجودي نوري استكمال مي‌يابد و ترقّي وجودي مي‌كند و فعليت بر فعليت مي‌افزايد و از نقص به كمال مي‌رود. به گفته شيوا و شيرين منوچهري دامغاني:
به كــردار چـــراغ نيــم‌مــرده
كه هر ساعت فزون گرددش روغن
و چون علم و عمل دو جوهر انسان سازند و عالم و عامل را اتحاد وجودي بدانهاست، در حكمت الهي فرموده‌اند - و چه نيكو فرموده‌اند - كه «انسان به فراگرفتن حكمت - كه همان تحصيل علم و عمل است - عالم عقلي مشابه با عالم عيني مي‌گردد.» و چون علم، چشم ذات نفس ناطقه انساني مي‌شود و انسان به نور علم، حق را از باطل تميز مي‌دهد و مدينه فاضله به دست مي‌آورد و سعادت جاويداني خود را كسب مي‌كند، حضرت خاتم انبياء محمدمصطفي(ص) فرموده است: «العلم امام العمل».
و اما تعريف دين: دين عبارت از برنامه حقيقي و دستور واقعي نگاهدار حد انسان و تحصيل سعادت ابدي آن است. و همه آداب و متون آن محض علم و عين صواب است. لاجرم تدوين و تنظيم اين چنين برنامه از كسي جز آفريدگار انسان ساخته نيست يعني آن دست و قلمي كه كتاب تكويني نظام هستي عالم و آدم را بدين زيبايي نگاشته است كه زيباتر از آن تصوّر شدني نيست و هر يك از كلمات وجودي آنها را دين و آييني داده است كه به قدر يك ميكرون اعوجاج و اختلاف و نارسايي و ناروايي در آنها راه ندارد، همان قلم براي جميع شئون اين صنع عظيمش به نام انسان دستوري كه محض حكمت است، نهاده است تا اين دستور در متن آن چنان صنع پياده شود و او را به هدف نهايي و كمال غايي او برساند.

آيا جنابعالي تعارضي بين اين دو تعريف «علم و دين» مي‌بينيد؟

گوهر علم، نوري است كه عين حقيقت عالم و چراغ فرا راه او مي‌گردد و اصلاً علم عالم است و عالم علم است. به عبارت پيغمبر خاتم(ص): «علم، نفس عقل، و فهم، روح آن است». دين همواره انسان را ترغيب به تحصيل اين نور مي‌كند، و پايه معارج انسان را به اندازه مدارج علم او مي‌داند. آن كه عالم است به اسرار احكام دين آگاه است، چه اين كه هيچ دستور ديني بدون حكمت و مصلحت براي مدينه فاضله انساني و تعالي و تكامل و سعادت آدمي متصوّر نيست. بسياري از عالمان دين صحف و رسائلي در اسرار احكام دين از قبيل اسرار صلات و اسرار صوم و اسرار حج و غيرها نوشته‌اند.
قرآن كريم كه خاتم كتب آسماني است مي‌فرمايد: «و تلك الامثال نضربها للناس و ما يعقلها الا العالمون»1. در تعبير به ناس و عالمون بايد دقت بسزا كرد كه عالمون را در مقابل ناس قرار داده است. ناس، مردم عادي‌اند، و عالمون انسان‏هاي به معارج علمي رسيده‌اند كه ارباب عقل و اهل تعقل‌اند.


به ادامه مطلب بروید


ادامه مطلب
سالک | 6:59 - پنجشنبه سی ام مهر 1388
+ |
به غم ما غمگين باش ؛ در شادى ما شاد!
به غم ما غمگين باش ؛ در شادى ما شاد!


در حديث زيان بن شبيب از امام رضا عليه السلام نقل است كه آن حضرت فرمود: اى پسر شبيب ! اگر مى خواهى كه به درجات اعلاى بهشت رسى ، با ما باش ! به غم ما غمگين باش و به شادى ما شاد! و بر تو باد ولايت ما! كه هر كس سنگى را دوست داشته باشد، خداوند در روز قيامت با آن محشورش كند .
شبى در حشر و معاد خود فكر مى كردم و به نامه اعمال خويش نظر مى افكندم ، و اين كه چگونه به اعمالم رسيدگى خواهد شد كه ديدم چيزى لازمه نفسم شده ، با آن محشور گشته و از آن جدا نمى شود، وقتى دقت كردم ديدم كتابى خطى است كه آنرا به شدت دوست دارم . در اين وقت اين حديث را به ياد آوردم كه : هر كس سنگى را هم دوست داشته باشد با آن محشور مى شود. و كتاب هم مانند سنگ ، از جمادات است و از اين جهت با آن فرقى ندارد.

منبع:فضايل و سيره چهارده معصوم در اثار علامه حسن زاده آملي

سالک | 10:18 - چهارشنبه بیست و نهم مهر 1388
+ |
معجزات واضح

معجزات واضح

حضرت علامه حسن زاده آملی:

پوشيده نيست كه اين گونه معجزات قولى را بعد از قرآن و پيغمبر خاتم (صلى الله عليه وآله ) از هيچ صحابه و تابعين و بعد از آن ، به جز از ائمه اثنى عشر ما (عليه السلام ) نمى توان بيابى ، و تنها همين معجزات قولى در حقانيت امامت آنان كافى است .

منبع:فضايل و سيره چهارده معصوم در اثار علامه حسن زاده آملي

سالک | 7:45 - سه شنبه بیست و هشتم مهر 1388
+ |
قران
درجات بهشت


قال رسول الله (صلى الله عليه وآله ) لعلى بن ابى طالب : يا على ! انا مدينه الحكمه و هى الجنه و انت يا على ! بابها .

و امام (ع )فرمود: درجات بهشت بر عدد آيات قرآن ؛ و بر قدر آيات قرآن است .و فرمود: هر مقامى از مقامات قرآن را قرائت كرده اى توقف نكن و بالا برو كه آن را مقامات ديگر است و خبر هايى است .


قرآن نا متناهى است !

جناب طريحى ، در كتاب مجمع البحرين ، در ماده جمع (ج - م - ع )از جناب رسول الله (صلى الله عليه وآله ) اين حديث را نقل كرده است : مامن حرف من حروف القرآن الا و له سبعون الف معنى ؛ هر حرف و كلمه قرآن داراى هفتاد هزار معنى مى باشد.

كه اين هفتاد هزار هم ، بيان حد و تحديد نيست . پس همان طور كه در طليعه گفتار به عرض رساندم : اثر هر كس نمودار دارايى اوست . همانطور كه خداوند سبحان ، غير متناهى است ، قرآن هم غير متناهى است


منبع:فضايل و سيره چهارده معصوم در اثار علامه حسن زاده آملي

سالک | 11:41 - دوشنبه بیست و هفتم مهر 1388
+ |
امام صادق در اثار علامه حسن زاده آملی

اساس خلقت خداوندى

در كلام معلم ملك و ملكوت مولانا امام صادق عليه السلام بنگر كه : ان الله عز و جل خلق ملكه على مثال ملكوته و اسس ملكوته على مثال جبروته ، ليستدل بملكه على ملكوته و بملكوته على جبروته يعنى : خدا ملك خويش را بر وزان ملكوتش و ملكوت خويش را بر وزان جبروتش خلقت نمود تا از ملكش بر ملكوت و از ملكوتش بر جبروت وى استدلال گردد.

منبع:فضائل و سیره چهارده معصوم در آثار علامه حسن زاده آملی

سالک | 5:58 - یکشنبه بیست و ششم مهر 1388
+ |
شعر

دل  ديوانه ي   رند  جهان سوز

 چو شب آيد نخواهد در پيش روز

 نميدانم چه تقدير و قضايي است

 دلم  را  با دل شب آشنايي  است

 نواي     سينه   و   ناي   گلويم

 برآرد  از دل شب هاي و  هويم

 همين ناي است کو دارد حکايت

 نمايد  از   جدايي  ها    شکايت

 زبس معشوق شيرين و غيور است

 دل بيچاره نزديک است و دوراست

 کمال وصل و مهجوري عجيب است

 مرعين قرب را دوري غريب است

 چو  نالي  خواهم   از   دردم   بنالم

 معاذ  الله   که  ار  خواهم     ببالم

 چو روي خور فرو  شد  از   کرانه

 دل      ديوانه  ام    گيرد     بهانه

 چو بيند  شب پره  آيد   به   پرواز

 نمايد     ناله     شبگيرش     آغاز

 که در شب شب پره پرواز دارد

 ز پروازم  چه  چيزي  باز  دارد

 بود آن مرغ  دل  بي بال  و  بي پر

 که شب خو کرده  با  بالين و بستر

 دلي  کو    بلبل  گلزار  يار   است

 شب او خوشتر از صبح بهار است

 به شب مرغ حق است و نطق حق حق

 چو  مي بيند  جمال   حسن   مطلق

 

منبع:dashtesabz.wordpress.comدفتر دل


سالک | 5:56 - شنبه بیست و پنجم مهر 1388
+ |
فرازهايي از کتاب صد کلمه در معرفت نفس، از اثار علامه حسن زاده آملي


آن که خود را نشناخت، چگونه ديگري را مي شناسد ؟! 

آن که خود را فراموش کرده است، از ياد چه چيز خرسند است ؟!

آن که مي پندارد کاري برتر از خود شناسي و خداشناسي است، چيست ؟!

آن که خود را براي هميشه درست نساخت، پس به چه کاري پرداخت ؟!

آن که در وادي مقدّس من کيستم قدم ننهاده است، خرواري به خردلي.

آن که از مرگ مي ترسد، از خودش مي ترسد.

آن که خود را جدولي از درياي بي کران هستي شناخت، دريابد که با همه موجودات مرتبط است، و از اين جدول بايد بدانها برسد.

ما جدولي از بحر وجوديم همه ما دفتري از غيب و شهوديم همه

ما مظهر واجب الوجوديم همه افسوس که در جهل غنوديم همه

آن که به هر آرمان است، ارزش او همان است.

آن که خود را زارع و مزرعه خويش نداند، از سعادت جاوداني باز بماند.

آن که کشتزارش را وجين نکند، از گياه هرزه اسيب بيند.

آن که در آثار صفات و اخلاق انسانها، و در احوال و افعال حيوانها دقيق شود، حيوانها را تمثلات ملکات انسانها مي يابد. 

آن که با ياد خدا همدم نيست، آدم نيست.

آن که از اعتلاي فهم خطاب محمّدي سر باز زده است، خود را به مفت باخته است.

آن که خود را ابدي شناخت، فکر ابد مي کند.

آن که خود را دوست دارد، ديگر آفريده ها را دوست دارد که همه براي او در کارند.

منبع: فرازهايي از کتاب صد کلمه در معرفت نفس، از اثار علامه حسن زاده آملي


elahy.blogfa.com 
سالک | 5:22 - پنجشنبه بیست و سوم مهر 1388
+ |
عکس

حضور حضرت علامه حسن زاده آملي (حفظه الله) در مراسم بزرگداشت مرحوم آيت الله العظمي بهجت (قدس الله نفسه الزکيه)



سالک | 9:23 - چهارشنبه بیست و دوم مهر 1388
+ |
هزار و یک نکته
بافتند يا يافتند؟


مرحوم استاد آيت الله جامع معقول و منقول ، حاج شيخ محمد تقي آملي قدّس سره الشريف فرمود: « كسي به آقا ميرزا محمدرضاي قمشه اي (عارف بزرگ معروف) گفت: آيا اين حرفهايي را كه عرفا مي زنند بافتند يا يافتند ؟ در جواب فرمود: « اگر بافتند خوب بافتند و اگر يافتند خوب يافتند.»


هزارو يك نكته ص 621

سالک | 1:59 - چهارشنبه بیست و دوم مهر 1388
+ |
هر كس هرچه هست و بايد بشود از آغاز كار معلوم است

حضرت علامه حسن زاده آملی:

هر كس هرچه هست و بايد بشود از آغاز كار معلوم است. دفتر دل هم گويد:


كند احوال هر پيري حكايت                 ز اوصاف جوانيش برايت

چو هر طفلي بود آغاز كارش              كتاب شرح حال روزگارش

هرآنخويي پدر يا مادرش راست           همان خو نطفه او را بياراست

غذاي كسب باب و شير مامش          بريزد زهر يا شكر بكامش

چو از پستان پاكت بود شيرت            تويي فرخنده كيش پاك سيرت

مني بذر و نسا حرث و تو حارث          بجز تو حاصلت را كيست وارث؟

اگر پاكست تخم و كشت زارت           هر آنچه كشته اي آيد بكارت

وگرنه حاصلت بر باد باشد                 تو را از دست تو فرياد باشد

نفخت فيه من روحي شنيدي            ولي اطوار نفخش را نديدي

كه اندر نطفه هم بابا ومادر                نمايد نفخ هر يك اي برادر

تو سبحان الذي خلق الازواج              بخوان در خلقت نطفه امشاج

دمد هريك ز روح خويش در وي           از اين ارواح اطوارش شود طي

(هزار و يك نكته . نكته 358)

سالک | 1:56 - سه شنبه بیست و یکم مهر 1388
+ |
لقب ام ابيها
لقب ام ابيها
در بيان ام ابيهاگوييم : آمده است که : روى فى مقابل الطالبين باسناده الى جعفر بن محمد عن ابيه ان فاطمه کانت تکنى ام ابيها . در عرف محاورات عامه پدر، دخترش را مادرمى خواند، و در فارسى به مادر جان و مادر عزيز و مادر گرامى و نظائر آنها صدا مى زند، و لکن در بيان حديث بدين حد عرف عام نبايد اکتفاء کرد؛ چنان که باز در عرف محاورات عامه ، اگر دخترى پدرش را خدمت کرده است و پذيرايى و پرستارى نموده است گويند: اين دختر، درباره پدرش مادرى کرده است ، و حضرت صديقه طاهره فاطمه عليه السلام بدين معنى نيز به رسول خدا صلى الله عليه وآله خدمت و زحمت مادرى اعمال نموده است



اين کمترين گويد: اين وجوه معانى ام ابيها را انکار نداريم ، ولکن سخن ما انيست که همانگونه در پيش اشارتى شده است عقل کل و نفس کل اب و ام اندو همه موجودات باذن الله سبحانه از اين ابوين به وجود آمده اند؛ در غزلى گفته ام (ديوان - ص 208 )


کيست مانند تو فرزند کريم الابوين نفس کل مادرى و عقل کل او را پدرى


و حضرت صديقه طاهره ، مظهر اتم نفس کل است و بدين تفسير انفسى اقوم ، آن جناب ام ابيها است ، تدبر ترشد ان شاء الله تعالى شأنه .


شرح فص حکمه عصمتيه في کلمه فاطميه علامه حسن زاده آملی، ص 144.

سالک | 1:40 - دوشنبه بیستم مهر 1388
+ |
عظمت عبوديت
عظمت عبوديت
منظور از حديث لا يعبد الله الا بالعقل چيست ؟
استاد: معلوم است آقا، آدم جاهل كه عابد نمى شود، البته گاو هم در عالم خود تسبيحى دارد، ولى عابد حقيقى آن عقل كل و عقل محض است ، هر كه عاقل است عبد است .

پيغمبر (صلى الله عليه وآله ) چون عاقل است عبد است و داراى آن مقامات مى باشد. اسراء و بالا رفتن رسول خدا در شب معراج ، به اعتبار عبد بودن اوست و لذا آيه مى فرمايد: سبحان الذى اسرى بعبده ...نمى گويد: اسرى بنبيه ، و يا بمحمديعنى اين مقامات و بالا رفتن ها، بخاطر اين است كه او عبد حقيقى است ؛ چون عقل محض است .

منبع:فضايل و سيره چهارده معصوم در اثار علامه حسن زاده آملي

سالک | 1:37 - یکشنبه نوزدهم مهر 1388
+ |
نكات نورانى



نكات نورانى اين بى سروپا را دو جزوه يكى موسوم به الهى نامه و ديگرى مسمى به نكات است ؛ سخنى چند از آن دو به حضور سمى سخن سنجم جناب آقاى دكتر سيد حسن امين - زاده الله المتعالى القرب اليه - تقديم بدارم : در نكات آورده ام :

نكته : نورانية عقول على قدر نورانية القلب . 

نكته : اسير بطن اهل باطن نمى شود.

نكته : از انسان سر برود و سحر نرود.

نكته : ملكت با عالم ملك است و خيالت با عالم مثال و عقلت با عالم عقول ، قابل حشر با همه اى و داراى سرمايه كسب همه ؛ صادق آل محمد - صلوات الله عليهم - فرمود: ان الله عزوجل خلق على مثال ملكوته ، و اسس ملكوته على مثال جبروته ، ليستدل بملكه على ملكوته و بملكوته على جبروته درست بخوان و درست بدان .

نكته : تا بيننده و گيرنده نشدى انسان نيستى .

نكته : انسان درختى است باژگونه كه ريشه آن به سوى آسمان است . نبات از زمين مى رويد و انسان از آسمان ، و ديگر جانوران برزخند كه آفريده اى نه اينچنين و نه آن چنان ، بنگر كه كدام يك از اين سه گروهى .

نكته : هر كسى زرع و زارع و مزرعه خود است و نيات و اعمالش بذرهايش ، بنگر تا در مزرعه خويش چه كاشتى ؟ و در قول رسول الله (ص ): الدنيا مزرعة الآخرة دقت كن ! و به عبارت ديگر: هر كسى سفره خود و مهمان سفره خود است .

نكته : قرآن صورت كتبيه انسان كامل است ، و عالم صورت عينيه حقيقت .

نكته : آن چه در احوال و اطوار سالك در خواب و بيداريش عايدش ‍ مى شود، عمودهايى است كه از كمون شجره وجودش بروز مى كند.

نكته : جناب وجود ملك است و اسماء حسنى و صفات عليايش عسكرش ، هر كجا آن شاه قدم نهاد، اين لشكرش با اوست .

نكته : از شاه اولياء اميرالمؤ منين (ع ) سئوال كردند كه : وجود چيست ؟ گفت : به غير وجود چيست ؟!

 

سالک | 6:1 - شنبه هجدهم مهر 1388
+ |
توصيه به ذكر خداوندى
توصيه به ذكر خداوندى

علامه حسن زاده آملی:
از سخن بسيار، پرهيز كن !شيخ الطايفه در امالى ، به اسنادش از ابو عمر نقل مى كند كه رسول خدا (صلى الله عليه وآله ) فرمود: جز به ذكر خدا، زياده مگوييد؛ چه سخن بسيار كه در آن ذكر خداوند نباشد، قلب را قساوت بخشد و دورترين مردم از خداوند، شخصى قسى القلب است .
شيخ اين روايت را اولين حديث كتابى امالى خود قرار داده و در اين كار مقصودى خاص داشته است .

منبع:فضايل و سيره چهارده معصوم در اثار علامه حسن زاده آملي

سالک | 10:36 - جمعه هفدهم مهر 1388
+ |
بر غريبى حسين و درد او گريه كنيد!
بر غريبى حسين و درد او گريه كنيد!
ثقه جليل ريان بن شعيب گفت : در روز اول محرم بر امام ابى الحسن رضا عليه السلام وارد شدم ، به من فرمود: اى پسر شبيب ! آيا روزه دارى ؟
گفتم : نه .
گفت : اين روز، روزى است كه زكرياى پيامبر در آن پروردگار خود را خواند و گفت
رب هب لى من لدنك ذريه طيبه انك سميع الدعاء
يعنى اى پروردگار من ! مرا از نزد خويش ذريتى پاك ببخش ، همانا كه تو دعا را شنونده اى .
پس خداى تعالى دعاى او را مستجاب كرد، و ملائكه را فرمود تا زكريا را در حالتى كه وى در محراب ايستاده بود و نماز مى گزارد، ندا كردند كه : خداوند تو را به يحيى مژده مى دهد!
پس هر كس اين روز را روزه بدارد و خداى تعالى را بخواند، خداى تعالى او را اجابت كند، چنان كه زكريا را.
آنگاه گفت : اى پسر شبيب ! محرم آن ماه است كه مردم جاهليت در گذشته حرمت آن ماه را نگاه مى داشتند، اما اين امت نه حرمت ماه را شناختند و نه حرمت پيغمبر خود را. و در اين ماه ذريه او را كشتند، و زنان او را اسير كردند، و اثاث او را به تاراج بردند،
خداوند هرگز آنان را نيامرزد!
اى پسر شبيب ! اگر براى چيزى گريه خواهى كرد، براى حسين بن على بن ابى طالب عليه السلام گريه كن ، براى آن كه او را مانند گوسفند ذبح كردند، و هيجده مرد از خاندان او با او كشته شدند كه روى زمين مانند آنها نبود.
اى پسر شبيب ! اگر خوشحال مى كند تو را كه در درجات بلند بهشت با ما باشى ، براى اندوه ما اندوهناك باش و از فرح ما شادمان .

و بر تو باد دوستى ما كه اگر مردى سنگى را دوست بدارد، خدا او را روز قيامت با آن سنگ محشور گرداند.

منبع:فضايل و سيره چهارده معصوم در اثار علامه حسن زاده آملي

سالک | 6:35 - پنجشنبه شانزدهم مهر 1388
+ |
امام حسن عسگری در اثار علامه حسن زاده آملی

كو آن دل شكسته و آن حالت ؟
حاج الحرمين الشريفين حاج جواد صباغ كه از معتبرترين تجار و ثقه و معتمد بود و در سر من راءى سركار تعمير روضه متبركه عسكريين در سرداب مقدس بود از جانب جعفر قليخان خوئى در سنه يك هزار و دويست و ده كه حقير به عزم زيارت بيت الله الحرام به آن حدود مشرف شده به زيارت سر من راءى رفتم او در آنجا بود.
حكايت كرد كه سيد على نامى بود كه سابق بر اين از جانب وزير بغداد حاكم سر من راءى بود، حقير او را در سنه يك هزار و دويست و پنج ، كه مشرف شده بودم ديده بودم گفت :
او از زوار عجم وجهى كه هر سرى يك ريال بود مى گرفت و ايشان را رخصت ‍ زيارت و دخول در روضه مى داد و به جهت امتياز وجه دادگان و ندادگان مهرى براى ساق پاى داشت هر كه وجه داده بود مى زد به جهت دفعات ديگر كه داخل روضه مى شوند نشان باشد.
روزى بر در صحن مقدس نشسته بود و سه نفر ملازم او هم ايستاده و چوبى بلند در پيش خود نهاده و قافله زوارى از عجم وارد شده بود پاى هر يك را مهر مى كرد و وجه را مى گرفت و رخصت دخول مى داد.
و جوانى از اخيار عجم آمد و زن او نيز همراه بود و از جمله اهل شرف و ناموس و حياء و جمال بود و آن جوان دو ريال داد سيد على ساق پاى آن جوان را مهر كرد و گفت : آن زن نيز بايد تا ساق پاى او را نيز مهر كنم . آن جوان گفت : هر دفعه اين زن مى آيد و يك ريال مى دهد مى گذرد اين فضيحت ضرور نيست !
سيد على گفت : اى رافضى بى دين ! عصبيت و غيرت مى كنى كه ساق پاى زن تو را ببينم !!
گفت : اگر در ميان اين جمعيت مردم غيرت كنم غلطى نكرده خواهم بود.
سيد على گفت : ممكن نيست تا ساق پاى او را مهر نكنم اذن دخول بدهم .
آن جوان دست زن را گرفته گفت : اگر زيارت است همين قدر هم كافى است و خواست مراجعت كند، سيد على شقى گفت : اى رافضى ! گفته من بر تو شاق و گران آمد همچنان كه زن او رفت بگذرد. سر چوبى بر شكم او زد كه افتاده و جامه او پس رفته بدن او مكشوف و نمايان شد، آن مرد دست آن زن را گرفته بلند كرد و رو به روضه مقدسه كرد: اگر شما بپسنديد بر من نيز گوارا است ! و به منزل خود مراجعت نمود.
حاجى جواد گفت : من در خانه بودم بعد از گذشتن سه يا چهار ساعت به تعجيل آدمى به نزد من آمده كه مادر سيد على تو را مى خواهد تا من روانه مى شدم دو سه نفر ديگر آمدند من به تعجيل رفتم مرا به اندرون خانه بردند ديدم سيد على مانند مار زخم خورده بر زمين مى غلطد و امان از درد دل مى كند و عيال او در دور او جمع شده چون مرا ديدند مادر و زن و دختران و خواهرانش بر پاى من افتادند عجز و زارى كردند كه برو و آن جوان را راضى كن و سيد على فرياد مى كند كه : بارالها! غلط كردم و بد كردم ، من آمدم تا منزل آن جوان را جستجو كردم و از او خواهش خشنودى و دعا به جهت سيد على كردم گفت : من از او گذشتم . اما كو آن دل شكسته من و آن حالت ؟ و آن وقت مراجعت كرده مغرب بود آمدم به روضه عسكريين به جهت نماز مغرب و عشاء ديدم مادر و زن و دختران و خواهران سيد على ، سرهاى خود را برهنه كرده و گيسوهاى خود را بر ضريح مقدس بسته و دخيل آن بزرگوار شده اند و فرياد سيد على از خانه او به روضه مى رسيد، من مشغول نماز شدم و در بين نماز صداى شيون از خانه سيد على بلند شد و متعلقان او به خانه رفتند آن شقى مرده بود.
آنرا غسل دادند و چون كليدهاى روضه و رواق در آن وقت در دست من بود به جهت مصالح تعمير و آلات آن خواهش كردند كه تابوت او را در رواق گذارده چون صبح شود در آنجا دفن نمايند.
جنازه را آنجا گذاردند و من اطراف رواق را چنان كه متعارف است ملاحظه كردم كه مبادا پنهان شده باشد و چيزى از روضه مفقود شود و در را مقفل كرده و كليدها را برداشته رفتم و چون سحر شد آمدم و خدمه را گفتم : شمع ها را افروخته ، در رواق را گشودم ديدم سگ سياهى از رواق بيرون دويد رفت ، من خشمناك شده به خدامى كه بودند گفتم : چرا اول شب درست رواق را نديده ايد.
گفتند: ما غايت تفحص را نموديم و هيچ چيز را رواق نبود، پس چون روز شد آمدند و جنازه سيد على را برداشته تا او را دفن كنند، ديدند كفن خالى در تابوت است و هيچ چيز در آنجا نيست !

منبع:فضایل و سیره چهارده معصوم در اثار علامه حسن زاده آملی

سالک | 6:59 - چهارشنبه پانزدهم مهر 1388
+ |
واردات و صادرات

واردات و صادرات

یکی از اهم مراقبات این است که انسان واردات و صادرات دهانش را مواظب باشد.آن لقمه نانی را که به دهان می گذارد اگر از روی حساب نباشد هرزه خوار می شود و انسان هرزه خوارهرزه گو می گردد،آن دهانی که وارداتش آلوده است صادراتش هم آلوده است. و به قول شیخ بهایی در نان و حلوا:

لقمه کامد از طریق مشتبه       خون خور و خاک و بر آن دندان منه

کان ترا در راه دین مفتون کند      نور عرفان از دلت بیرون کند

انسانی که واردات گوشش یاوه و هرزه و گزاف است،صادراتش نیز آنچنان خواهد بود،قلم هرزه و نوشته های زهر آگین خواهد داشت،چرا دفتر وجودت و صحیفه نفست را به این گونه اباطیل و ترهات پر میکنی؟!متأله سبزواری چه نیکو فرموده است:

دفتر حق است دل به حق بنگارش     نیست روا پر نقوش باطله باشد

روح که قدسی نگشت و نفس که ناطق     روح بخاری و نفس سائله باشد

نفس ناطقه انسانی بزرگترین کتاب الهی است و به قول شمس مغربی:

مرا به هیچ کتابی مکن حواله دگر      که من حقیقت خود را کتاب میبینم

حیف نیست که چنین دفتر بزرگ الهی به هرزه ها و یاوه ها آکنده شود؟

یکی از عهد های شیخ الرئیس در رساله  عهدش این است که رمان و قصه های باطل نخواند.حرف ها و افسانه های باطل ذهن را کج و معوج میکند و نفس را از درست اندیشی و درست یابی عدول میدهد و منحرف میگرداند.

افلاطون در بیرون شهر آتن در محلی به نام آکادمیا باغی داشت که آن را وقف علم و معرفت نمود،و بر سر در باغ آکادمی نوشته بود:هر کس هندسه نمی داند وارد نشود.

ابن خلدون در مقدمه تاریخ گوید :و قد زعموا انه کان مکتوبا علی باب افلاطون من لم یکن مهندسا فلا یدخلن منزلنا. و نیز در همان مقدمه گوید:

و کان شیوخنا یقولون:ممارسه علم الهندسه للفکر بمقابه للثوب الذی یغسل منه الأقذار و ینقیه من الأوضار و الأدران.

یعنی اساتید ما گفته اند که ممارست در علم هندسه برای فکر به مقابت صابون برای جامه است که وی را می شوید و تمیز میکند.

منبع:رساله ولایت تکوینی ص9 و 10

منبع:وبلاگ تجلی اعظم

سالک | 6:57 - سه شنبه چهاردهم مهر 1388
+ |
امام صادق در اثار علامه حسن زاده آملی

رسيدن به جنت قرب

حضرت علامه حسن زاده آملی روحی فداه:
در تمام شئون زندگى ما اگر بخواهيم سيره و برنامه و دستورالعملى كه به دست بياوريم ، به آن دستورالعمل ، خودمان را تربيت كنيم تا به كمال انسانى خودمان برسيم ، جز قرآن و جز منطق عترت ، در روى زمين و در زير اين آسمان كبود، ما دستورى نداريم ، منطقى نداريم و اينها انسان سازند. ما بايد به اين برنامه باشيم و آنها را سر مشق خودمان سازيم تا به كمال انسانى ، به سعادت ، به آن جنت ذات و وادخلى جنتى كه نهايت مرتبه بهشت است برسيم
و دوباره آن ، حضرت امام صادق عليه السلام فرمود: آن جنتى است كه باغ و آب و است حرفها ندارد، اينها نيست ، جنت است ، جنت لقاء است ، جنت ذات است .
اگر بخواهد تا به آن جنت ، انسان برسد، بايد اين وسايط فيض الهى ، اين امام ، پيشوا، اين ائمه را، سر مشق خود قرار بدهد و به طرف آنها در امام شئون زندگى اش قدم بردارد، تا به سعادتش نائل بشود.

منبع:فضایل و سیره چهارده معصوم در اثار علامه حسن زاده آملی

سالک | 15:49 - دوشنبه سیزدهم مهر 1388
+ |
امام رضا در اثار علامه حسن زاده آملی

اوهام قلوب بزرگ تر از ديدگان چشم است
كلينى در باب ابطال الرويه از كتاب كافى ، از محمد بن يحيى و او از احمد ين محمد از ابى هاشم جعفرى از امام رضا عليه السلام نقل مى كند كه از آن حضرت درباره خدا پرسيدم كه : آيا به وصف در مى آيد؟
فرمود: آيا قرآن نخوانده اى ؟
گفتم : آرى ! خوانده ام .
فرمود: اين آيه را نخوانده اى كه مى فرمايد:
لاتدركه الابصار و هو يدرك الابصار
گفتم : چرا خوانده ام .
فرمود: مى دانيد ابصار يعنى چه ؟
گفتم : آرى .
فرمود: يعنى چه ؟
گفتم : ابصار ديدگان (ديدن چشمان )
فرمود: اوهام قلوب بزرگ تر از ديدگان چشم است . پس اوهام نمى توانند او را درك كنند، ولى او اوهام را درك مى كند.

منبع:فضايل و سيره چهارده معصوم در اثار علامه حسن زاده آملي

سالک | 14:11 - یکشنبه دوازدهم مهر 1388
+ |
آموزش مناجات با خدا
آموزش مناجات با خدا

به حقیقت برو و بگو: آمدم ٬ اگر گفتند : اینجا چرا آمدی ؟ بگو به کجا روم و به کدام در رو کنم؟

این ره است و دگر دوم ره نیست          این درست او دگر دوم در نیست

اگر گفتند : به اذن کی آمدی؟ بگو شنیدم:

بر ضیافتخانه‌ فیض نوالت منع نیست      در گشاده است و صلا در داده خوان انداخته

اگر گفتند: تا بحال کجا بودی؟ بگو راه گم کرده بودم.

اگر گفتند:چی آوردی؟ بگو اولاً دل شکسته که از شما نقل است:

در کوی ما شکسته دلی میخرند و بس     بازار خود فروشی از آن سوی دیگر است

و ثانیاً:

جز نداری نبود مایه دارائی من         طمع بخششم از درگه سلطان من است

و ثالثا:الهی آفریدی رایگان٬ روزی دادی رایگان٬ بیامرز رایگان٬ تو خدایی نه بازرگان

اگر گفتند: برونش کنید بگو:

نمی روم ز دیار شما بکشور دیگر        برون کنید از این در در آیم از در دیگر

اگر گفتند: این جرأت را از که آموختی؟ بگو از حلم شما.

اگر گفتند: قابلیت استفاضه نداری بگو قابلیت را هم شما افاضه می فرمائید٬باز اگر از تو

اعراض نمودند بگو:

به والله به بالله به تالله  * * * * * * *  بحق آیه نصر من الله

که مو از دامنت دست بر ندیرم  * * * * * *  اگر کشته شوم الحکم الله

اگر گفتند : مذنبی بگو اولاً شنیدم شما غفارید و ثانیاً من ملک نیستم آدم زاده امو ثالثاً:

نا کرده گنه در این جهان کیست بگو   * * * * *   آنکس که گنه نکرده و زیست بگو

من بد کنم و تو بد مکافات دهی  * * * * * *  پس فرق میان من و تو چیست بگو

اگر گفتند: این حرفها را از کجا یاد گرفتی؟ بگو:

بلبل از فیض گل آموخت سخن ورنه نبود  * * *  این همه قول و غزل تعبیه در منقارش

اگر گفتند: چه می خواهی؟ بگو:

جز تو ما را هوای دیگر نیست  * * * * * * * جز لقای تو هیچ در سر نیست

منبع: نکته ۶۱ هزار و یک نکته(حضرت مولانا علامه حسن زاده آملی روحی فدا)

 

سالک | 10:30 - شنبه یازدهم مهر 1388
+ |
قبض و بسط
قبض و بسط

از الهى نامه بشنو:
الهى ((يا قابض و يا باسط)) جزر بحر، مد را در پى دارد، و محاق قمر، بدر را، و ادبار فلك و عقل ، اقبال را؛ و قوس نزول ، صعود را؛ قلب حسن در قبض است و اميدوار بسط است .))


((الهى از قبض شاكى نيستم ، كه در مصحف عزيزت قبض را بر بسط مقدم داشته اى : و الله يقبض و بيصط و اليه ترجعون فرموده اى ، و نمايندگانت در مناجاتها به تاءسى كلامت ((يا قابض و يا باسط)) گفته اند)).


((الهى حسن در قبض ، صابر است ، كه قبض و قضا و جمع و قرآن باهم اند، و بسط و قدر و فصل و فرقان باهم . اگر يوم الجمع نباشد يوم الفصل كدام است ؛ و اگر قضا نباشد قدر كدام ؛ و اگر قرآن نباشد فرقان كدام ؛ و اگر قبض نباشد بسط كدام .))

الهی نامه

سالک | 12:15 - جمعه دهم مهر 1388
+ |
امام صادق در اثار علامه حسن زاده آملی
صورت عمل آدمى در اين دنيا
 امام صادق عليه السلام ، در بيان حشر انسانها به صورتهاى گوناگون فرمود: اين همه حيوانات مختلف ، صورت و مثال اعمال و اخلاق انسان اند.


منبع:فضایل و سیره چهارده معصوم در اثار علامه حسن زاده آملی

سالک | 23:44 - چهارشنبه هشتم مهر 1388
+ |
پیامبر اکرم در آثار علامه حسن زاده آملی

رؤياى صادقه
هر كسى در مدت زندگى خود خواب هايى مى بيند، اين كمترين وقتى در عالم خواب لوحى زرين را از دستى سيمين گرفت كه در آن به زيباترين خط درخشنده و فروزان با آب طلا نوشته بود: يا حسن خذ الكتاب بقوه . و نيز وقتى در عالم خواب مرحوم استاد آيت الله حاج شيخ محمد تقى آملى در ضمن هدايا و تحفى به من فرمود: التوحيد ان تنسى غير الله . و نيز وقتى ديگر در عالم خواب مرحوم استاد علامه جامع علوم معقول و منقول آقا شيخ محمد حسين معروف به فاضل تونى به من فرمود: قال رسول الله (صلى الله عليه وآله ) علم الحكمه متن المعارف با معرفه الحكمه متن المعارف كه اين شك در بيدارى برايم پيش آمد و از اين گونه خواب ها در القاى آيات و روايات برزخى برايم پيش آمد كه جداگانه در دفتر خاطرم ضبط كرده ام و لكن هيچ يك مانند اين دو واقعه در عالم خواب برايم شگفت نبود، يكى اين كه شبى در خواب ديدم كه كتابى خطى به اسمى خاص داراى جلدى چنين و چنان و آسيبى بدو رسيده ووو كه فرداى آن شب آن كتاب را كتاب فروشى سيار برايم آورده كه به حقيقت اوصاف كتاب در خواب و بيدارى يكى بود تفصيل آن را در دفتر ياد شده نگاشته ام .
و ديگر اين كه وقتى جلد اول تكلمه منهاج البراعه تمام شده بود شرح خطبه 236 آن به اتمام رسيد كه آخر آن اين است : حوطوا قواصى الاسلام و كتاب براى چاپ حاضر شده بود، يكى از آشنايان كه مريض شده بود برايم نامه نوشت كه هم من مريضم از من عيادتى بفرماييد و هم خوابى اين چنين شما را ديده ام . به عيادتش رفتم رو كرد به من و گفت : آقا من شما را در خواب ديدم كه با هم سفری رفتیم و او تونلى در آمديم كه در كنار آن تونل سبزه و مرغزار و نزهتگاه خيلى زيبايى بود و شما در آن جا رفتيد و نشستيد و مشغول نوشتن شديد و من به دست شما نگاه مى كردم كه داريد چه مى نويسيد. اين عبارت به چشم خورد: حوطوا

منبع:منبع:فضايل و سيره چهارده معصوم در اثار علامه حسن زاده آملي

سالک | 12:41 - سه شنبه هفتم مهر 1388
+ |
شرح دفتر دل

حضرت استاد علامه در غزلى فرمود كه عاشق كوى حق را قرار نيست كه دائم خواهان حضور است و اين دو گروه را كه گروهى از رحمت امتنانى جهت ارتقاء وجوديشان بهره گرفته اند و گروهى اين صنعت الهى را ضايع كرده اند و در غفلت بسر برده اند را در آن غزل جمع فرمود. اينك گوش جان بسپار:
ع 2 ر 1390 ه . ق


نور حق :
عاشقى و قرار يعنى چه                عشقبارى و عار يعنى چه 
عاشق صادق و نباشد در               دل شب راهوار يعنى چه 
عمر بگذشت و ما نه بگذشتيم        از سر گير و دار يعنى چه 
شيخ و شابند در همه احوال           پاك بى بند و بار يعنى چه 
همه در خواب غفلتند همى            از صغار و كبار يعنى چه 
در شگفتيم ز مرد و زن يكسر          همه مست و خمار يعنى چه 
كس نگويد كه كيستم آخر              اندرين روزگار يعنى چه 
مى نينديشد او كه در راهست        سوى دار القرار يعنى چه 
اهر من زهد مى فروشد در            كسوت مستعار يعنى چه 
نور حق جلوه گر بود هر سو            ديده ها در غبار يعنى چه 
زنگ با دل چه كرد كورانيست          راه سوى نگار يعنى چه 
غرق درياى جود و فيض حقيم         خشك لب بر كنار يعنى چه 
حسن نجم جز حضورى را              خواهد از كردار يعنى چه  

 
و در غزلى ديگر فرموده است كه :


دولتم آمد به كف با خودن دل آمد به كف    حبذا خون دلى دل را دهد عزو شرف 
روضه رضوان جانانست و سربازان عشق  سبزه زار شهوتست و اهل اصطبل و علف  خردسالى بودم اندر دشت چون آهو بره   ناگهان صياد چابك دست غيبى را هدف 
سوره توحيد تيرجان شكارش تا به پر       بر دلم بنشست يا درى فرو شد در صدف 
يوسفم تحصيل دانش گشت و من يعقوب وار  از فراقش كو به كو، كوكو ببانگ يا اسف 
گر نبودى لطف حق از گريه شام و سحر   ديدگانم بيشك اينك بود در دست تلف 
گر كسان قدر دل بشكسته را مى يافتند   يكدل سالم نميشد يافت اندر شش ‍ طرف  تحفه جان را چو سازى عقر راه قرب دوست   دوست را يابى با انواع عطايا و تحف  


با رحمت امتنانى عامه همگان را به سفره گسترده در ملكوت عالم فرا خوانده اند كه :


بر ضيافتخانه فيض نوالت منع نيست  در گشاده است و صلا در داده خان انداخته 

 
البته صاحبان نفوس مكتفيه را حضور دائم است ولى دارندگان نفوس مستكفى بايد با رياضت و سير و سلوك علمى و عملى جان به لب آورند تا جام بر لب نهند كه :
مرا تا جان بود در تن بكوشم                    مگر از جام او يك جرعه نوشم 

منبع: شرح دفتر دل استاد صمدی آملی

سالک | 22:47 - دوشنبه ششم مهر 1388
+ |
دستور العمل سیر و سلوکی از اقا امام صادق
 دستور العمل سیر و سلوکی از اقا امام صادق
شهيد ثانى از عنوان بصرى ، كه پير مردى نود و چهار ساله بود، نقل مى كند كه او گفت : چند سالى نزد مالك بن انس مى رفتم ، چون جعفر بن محمد صادق عليه السلام آمد، نزد او رفتم و مايل بودم ، همان طور كه مزد مالك بن انس براى اخذ علم مى رفتم ، از آن حضرت نيز كسب علم نمايم . روزى حضرت به من فرمود: من خواستاران بسيارى دارم ، ليكن مرا در هر ساعتى از شب و روز اورادى است كه بايد بدانها مشغول باشم ؛ پس مرا از ورد و ذكرم باز مدار! و همان طور كه پيش مى كردى ، نزد مالك رو، و از او كسب علم كن !
(چون اين سخن شنيدم ) سخت غمگين شدم و از حضورش مرخص شده ، با خود گفتم : اگر در من خيرى ديده بود: اين چنين نمى فرمود.
پس وارد مسجد رسول خدا صلى الله عليه وآله شده ، بر آن حضرت صلى الله عليه وآله سلام كردم . فردايش به كنار قبر پيامبر آمدم و دو ركعت نماز خوانده ، گفتم : خدايا! از تو مى خواهم كه قلب جعفر عليه السلام را با من نرم گردانى و آنچه از علم او كه باعث هدايتم به صراط مستقيمت شود، روزى ام گردانى !
سپس با ناراحتى به خانه باز گشتم و نزد مالك بن انس نيز نرفتم ؛ چرا كه قلبم از محبت جعفر بن محمد صلى الله عليه وآله مملو بود و تنها براى اداى نماز واجب از خانه خارج مى شدم . تا اين كه صبرم تمام شد و به در خانه حضرت آمده ، اذن ورود خواستم . خادمش بيرون آمد و گفت : حاجتت چيست ؟
گفتم : مى خواهم بر شريف (امام صادق ) سلامى عرض نمايم .
گفت : در حال نماز است .
مدتى همام جا نشستم . پس از اندكى آمد و گفت : بر بركت خدا وارد شو!
وارد شدم و سلام كردم ، حضرت جواب گفت و فرمود: بنشين خدايت ببخشايد!
نشستم . حضرت سر مباركش را بالا آورد و فرمود: كنيه ات چيست ؟
گفتم : ابو عبدالله .
فرمود: خداوند كنيه ات را ثابت بدارد و توفيقت دهد! اى ابو عبدالله ! حاجتت چيست ؟
با خود گفتم : اگر در اين ديدار، حتى جز اين دعا بهره اى ديگر نبرم ، باز هم كافى است .
حضرت دوباره فرمود: حاجتت چيست ؟
گفتم : از خدا خواستم كه قلب شما را با من نرم گرداند و از علم شما، اندكى روزى ام گرداند و اميد دارم كه خداى تعالى اين حاجت شريف را اجابت فرمايد.
فرمود: اى ابو عبدالله ! علم با تعلم حاصل نشود؛ بلكه نورى است كه بر قلب آن كس كه خداوند خواهد هدايتش كند بتاباند. اگر طالب آنى ، ابتدا در نفس خود: حقيقت عبوديت را جستجو نما و علم را به واسطه عمل بجوى و از خدا فهم و درك را طلب نما! تا تو را عطا فرمايد:
گفتم : اى شريف !
فرمود: بگو اى ابا عبدالله !
گفتم : اى ابا عبدالله ! حقيقت عبوديت چيست ؟
فرمود: سه چيز است : يكى اين كه بنده در آنچه كه خدا به او داده است ، مالكيتى براى خود قايل نشود؛ چرا كه بنده و غلام را ملك و مالى نيست . مال و ثروت را از آن خدا بداند و طبق اوامر او، آنرا مصرف نمايد.
ديگر اين كه بنده تدبيرى براى خود نداشته باشد.
و شى ء سوم آنكه ، در آنچه در خداوند تعالى امر و نهى اش فرموده است ، خود را مشغول سازد (و از آن اطاعت كند) . پس چون خود را به او تفويض ‍ كند، مصايب دنيا براى او آسان گردد و چون به اطاعت و انجام اوامر و نواهى خداوند مشغول باشد، به ستيز و مباهات با مردم نپردازد.
و چون خدا بنده اى را با اين سه خصيصه گرامى داشت ، دنيا و ابليس و خلق در نظر او خوار شوند و دنيا را براى تكاثر و تفاخر نطلبد، و آنچه را كه نزد مردم است ، براى عزت و بلندى مرتبه خود طلب نكند و روزهايش را به بطالت نگذراند. پس اين اولين درجه تقواست . خداوند متعال فرموده است : تلك الدار الاخره نجعلها للذين لا يريدون علوا فى الارض و لافساد و العاقبه للمتقين .
گفتم : اى ابا عبدالله ! مرا نصيحتى فرما!
فرمود: تو را به نه چيز وصيت مى كنم ، كه آن ، وصيت من است براى كسانى كه خواهند در طريق خداى تعالى گام نهند و از خدا مساءلت دارم كه تو را در عمل بدانها موفق نمايد!
يك نصيحت ، در رياضت نفس است و سه ديگر در حلم و سه نصيحت بعدى در علم . آنها را حفظ كن و سبك مشمار!
فرمود: اما در مورد رياضت : آنچه را كه بدان اشتها و ميل ندارى مخور! چون موجب حماقت و بلاهت شود. چيزى مخور جز به هنگام گرسنگى ، و چون خوردى ، از حلالش بخور و نام خدا آور و حديث رسول صلى الله عليه وآله را به ياد آور كه فرمود: آدمى : هيچ ظرفى را بدتر از شكمش پر نكرد. پس اگر لازم شد كه طعامى بخورد، ثلثى از شكمش را براى طعام ، و ثلثى را براى آب و ثلثى ديگر را براى نفسش قرار دهد.
اما نصايحى كه در حلم است : چون كسى تو را گفت كه يكى بگويى ده تا مى شنوى ، او را بگو كه اگر ده تا بگويى ، يكى هم نخواهى شنيد. چون تو را دشنام دهند، او را بگو كه اگر در آنچه گفته اى ، صادقى از خدا خواهم كه مرا ببخشايد، و اگر كاذب هستى ، از خدا خواهم كه تو را ببخشايد. و چون كسى تو را به سخنى - به فحش و ناسزا - و وعده داد، او را نصيحت و دعا وعده ده !
امام درباره علم : آنچه را نميدانى از آگاهان بپرس ، ولى براى عيبجويى و آزمايش مپرس . با راءى شخصى ات كارى انجام مده و در تمام مسايل راه احتياط را پيشه كن . از فتوا دادن فرار كن ، همچنان كه از شير فرار مى كنى . گردنت را پل مردم قرار مده !
اكنون اى ابو عبدالله ! برخيز كه نصايحم را گفتم و مرا از وردم باز مدار! چرا كه من به نفس خود ضنينم .والسلام على من اتبع الهدى .
سالک | 15:3 - یکشنبه پنجم مهر 1388
+ |
قرآن چون خداوند سبحان بى پايان ، و نور و تبيان كل شى است
قرآن چون خداوند سبحان بى پايان ، و نور و تبيان كل شى است

حضرت علامه حسن زاده آملی:
هر اثر نمودار دارائى موثر خود است ، لذا همانطور كه - حق سبحانه - صمد حقيقى ، اعنى وجود مطلق غيرمتناهى است ، كتاب او نيز حافل جوامع كلم نوريه خارج از حد و عد و احصاء است : قل لو كان البحر مدادا لكلمات ربى لنفد البحر قبل ان تنفذ كلمات ربى ولو جئنا بمثله مددا ولو ان ما فى الارض من شجره اقلام و البحر يمده من بعده سبعه ابحر مانفدت كلمات الله ان الله عزيز حكيم.
و چنانكه الله تعالى نور كل شى است و هر چيز بدو شناخته مى شود كه :
الله نور السموات و الارض ، و عرفت الاشياء بالله كتاب او نيز نور و تبيان كل شى است :
فامنوا بالله و رسوله و النور الذى انزلنا، ونزلنا عليك الكتاب تبيانا لكل شى و هدى و رحمه و بشرى للمسلمين ،  و كل شى احصيناه فى امام مبين .
كلمه مباركه كل شى كه انكر نكراتست ، چيزى را فرو گذار نكرده است ؛ پس ‍ چيزى نيست كه قرآن تبيان آن نباشد. ولى قرآن ، در دست انسان زبان فهم ، تبيان كلى شى و زبان كلمات الله بى انتها است . اين انسان زبان فهم راسخ در علم است : و الراسخون فى العلم يقولون آمنا به ، لكن الراسخون فى العلم منهم و المومنون يومنون بما انزل اليك

منبع:وبلاگ تجلی اعظم

سالک | 19:14 - چهارشنبه یکم مهر 1388
+ |
منوی اصلی
خانه
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ

بسم الله الرحمن الرحیم
الهی دو وجود ندارد و یکی را قرب و بعد نبود.
سلام علیکم
مطالب این وبلاگ اختصاص به علامه حسن زاده آملی حفظه الله تعالی دارد. همه هدف بنده از ایجاد این وبلاگ انشا الله ایجاد منبعی جامع در مورد این بزرگوار است انشا الله مرضی حق تعالی واقع گردد.
((بنده هیچ گونه رابطه ای با حضرت علامه حسن زاده آملی ندارم و صرفا از اثار ایشان در این محیط استفاده میکنم))
کمترین محمد ابدنگچی

موضوعات مطالب
در آسمان معرفت
سر هفت خوان رستم در کلام علامه حسن زاده آملی
زندگی نامه حضرت علامه طباطبایی ( استاد حضرت اقا)
نامه حضرت اقا به اقازاده بزرگوارشون
زندگی نامه حضرت علامه شعرانی ( استاد حضرت اقا)
زندگی نامه میرزا مهدی الهی قمشه ای( استاد اقا)
شرح دفتر دل
هزار و یک نکته
صد کلمه در معرفت نفس
رابطه علم و دين
صد و ده اشاره
هزار و یک کلمه
رساله لقا الله
تاثير كلمات در تكوين
تأثير امور معنوي و عاطفي بر جسم
رساله‏اى گرانقدر در تدوين لغت عرب
ملاقات حضرت آقا با امام خمینی(ره)
آلبوم تصاویر حضرت علامه حسن زاده آملی
قران
مصاحبه با حضرت علامه حسن زاده آملی
زندگی نامه حضرت علامه حسن زاده آملی
خاطرات حضرت علامه حسن زاده آملی
مقام معظم رهبری در دیدگاه حضرت علامه حسن زاده املی
الهی نامه حضرت علامه حسن زاده آملی
اثار حضرت علامه حسن زاده املی
نکات و مطالب علمی از کتب حضرت علامه حسن زاده آملی
دستور العملهایی از حضرت ایت الله العضمی بهجت روحی
رساله قران هرگز تحریف نشده حضرت علامه حسن زاده
پند های حکیمانه در اثار علامه حسن زاده املی
دانلود کتابهای حضرت علامه حسن زاده املی
مکاشفات و رویا های صادقه حضرت علامه حسن زاده املی
شهادت به حضرت فاطمه زهرا در سخنان علامه حسن زاده
علامه حسن زاده املی از دیدگاه اساتید ان بزرگوار
توبه از دیدگاه علامه حسن زاده آملی
اشعار علامه حسن زاده املی
امام حسین در اثار علامه حسن زاده آملی
امام زین العابدین در اثار علامه حسن زاده املی
امام باقر العلوم در اثار علامه حسن زاده آملی
امام صادق در اثار علامه حسن زاده آملی
امام موسی کاظم در اثار علامه حسن زاده آملی
امام رضا در اثار علامه حسن زاده املی
امام جواد در اثار علامه حسن زاده آملی
امام هادی در اثار علامه حسن زاده آملی
امام حسن عسگری در اثار علامه حسن زاده آملی
امام زمان در اثار علامه حسن زاده آملی
امام علی در آثار علامه حسن زاده آملی
حضرت محمد مصطفی در آثار علامه حسن زاده آملی
حضرت فاطمه زهرا در آثار علامه حسن زاده آملی
شاگردان استاد علامه طباطبایی
دانلود سخنرانیهای حضرت علامه حسن زاده املی
کد و اصول های دروس معرفت نفس اثر حضرت علامه
آداب سالک الی الله در دیدگاه علامه حسن زاده آملی
حال روحی حضرت علامه حسن زاده آملی
روش آموزشی و تربیتی علامه حسن زاده آملی
رساله گشتی در حرکت
حضرت فاطمه زهرا لیله قدر است
دستورالعملي از آيت الله حسن زاده آملي
چه کتاب هایی بخوانیم؟(حضرت علامه حسن زاده آملی)
نامه ای به یک دوست توسط حضرت آیت الله حسن زاده
علامه ذولفنون شعرانی در کلام علامه حسن زاده آملی
مقاله ای در مورد حضرت علامه ( روزنامه همشهری)
تمثل و ارتباط با ارواح
نامه ها برنامه ها
من کیستم؟(معرفت نفس)
جايگاه من در هستي؟(معرفت نفس)
شناخت هستي (معرفت نفس)
فصّ حکمةٍ عصمتیّةٍ فی کلمةٍ فاطمیّة
پيوستگي آميختگي هستي ها ( معرفت نفس )
مشخص کردن قبر حضرت فاطمه در کلام علامه حسن زاده
حركت و جنبش هستيها( معرفت نفس)
نقص و كمال در هستي (معرفت نفس)
آيا جزيره خضراء محل سکونت امام زمان (عجل الله) است
سایر امکانات
 



تمامی حقوق محفوظ می باشد!

www.SHiaTheme.ir